شيطنت هاي گل پسر شيرين زبون
چهارشنبه شب موقع خواب آدرين داشت توي اتاقش بازي و شيطوني مي كرد و براي خواب آماده مي شد البته به زور مامي كه بهش گفتم اينجا باش تا برم برات شير درست كنم بيارم لالا كني، رفتم مشغول شير درست كردم و اومدم يه دفعه ديدم عسل خان توي تختش داره بپر بپر مي كنه يه نگاهي به آقاي پدر كردم و گفتم شما آدرين رو گذاشتي توي تختش گفت نه حتما خودت گذاشتي گفتم نه به خدا من نذاشتمش توي تخت داشت اينجا بازي مي كرد آقاي پدر هم نگران شد و زود اومد توي اتاق به آدرين گفتم مامان شما خودت رفتي توي تخت گفت بله اوردمش پايين بهش مي گم مامي چه جوري رفتي توي تخت ؟؟؟؟؟ مي گه ايي جوري و نمي دونيد چه جوري بهمون نشون داد كه رفته توي تخت يه پاش رو گذاشته ب...
نویسنده :
مونا
8:25


